ادای احترام به پیوند مردم با رهبران الهی و تمدن‌ساز ایران

19 08 2026 17:39

کد خبر : 258722441

تعداد بازدید : 247

دکتر سعید رضا عاملی، رئیس دانشکده مطالعات جهان، رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی و عضو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران در یادداشتی به موضوع ادای احترام به پیوند مردم با رهبران الهی و تمدن‌ساز ایران پرداخته است.

مقدمه
این نوشتار به‌عنوان ادای احترام به حضور مردم شریف ایران در بیش از 170 شب در میدان پرشور مقاومت و جهاد همراه با حکمت ورزی  و ثبت بیش از 30 میلیون جان فدای انقلاب اسلامی و البته احترام به نیروهای فداکار دفاعی جمهوری اسلامی ایران که شهادت‌های افتخار آمیز آنها در جنگ و دفاع مقدس، برگ زرینی از شجاعت، حکمت و فداکاری را ثبت کرد، نگارش شده است.  از سوی دیگر این نوشتار در چهلم رهبر و امام شهید و همچنین فرزند، عروس، داماد و نوه گرانقدر زهرا کوچولوی عزیز و مهربان، نگارش شده است تا روح ملکوتی رهبر حکیم که شخصیتی آزاد اندیش، محترم و احترام کننده به ملت شریف ایران بود، مورد تکریم و احترام قرار گیرد. 
 پیوند دائمی امام خمینی، امام شهید و رهبر معظم انقلاب آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای با چنین ملت هوشمند و هوشیار حکایت از یک پشتوانه تاریخی و تمدنی بزرگ می‌کند. بطور حتم روح اصلی این پیوند، ایمان الهی و دغدغه شکوه و استقلال تمدنی ایران عزیز بوده  و هست.  

تاریخ ایران یک پیکره به هم پیوسته است و بطور تمدنی ایران محصول این پیوستگی است. در واقع جداسازی تاریخ ایران یک خطای راهبردی است که منجر به نادیده پنداشتن بخشی از زیست‌بوم فرهنگی و تمدنی ملت شریف ایران می‌شود. در همه ادوار تاریخ ایران،  نیروی محرکه و قوام بخش ایران عزیز، در تعامل و پیوند میان "اراده مردم" و "رهبران بزرگ" قابل فهم است.  این نوشتار با رویکردی تاریخی-تحلیلی، این تعامل را در سه دوره کلیدی بررسی می‌کند: 1) دوره پارسیان (هخامنشی و اشکانی) که در آن، نه تنها ساختارهای مشارکتی مانند مجلس مهستان وجود داشت، بلکه تفکر "آزادی‌بخشی"، زمینه‌ساز هویتی شد که مردم را در مرکز قرار می‌داد؛ 2) دوره ورود اسلام  که در آن، قدرت رهبران بزرگ در گرو همراهی توده‌های مسلمان بود و قیام‌های مردمی، بستر تغییرات سیاسی را فراهم می‌کرد و 3) دوره انقلاب اسلامی که با رهبری امام خمینی رحمه الله علیه، به عنوان یک "انقلاب مردمی" و با تکیه بر مشارکت گسترده اقشار مختلف، به پیروزی رسید. در این مسیر دوره 37 ساله رهبری امام شهید، آیه الله العظمی سید علی خامنه‌ای ابعاد و برجستگی مهمی در شکلگیری و  بروز تمدنی انقلاب اسلامی و جریان مقاومت اسلامی در پیوند دائمی با مردم را نمایان کرد. بر این مبنا "قدرت مردم" در تعامل با قدرت رهبری نه یک پدیده مدرن، بلکه عنصری پایدار در هویت سیاسی ایران در طول تاریخ این سرزمین بوده است.
برای درک قدرت و توانایی مردم ایران، نباید صرفاً به ساختارهای سیاسی رسمی نگاه کرد. شواهد تاریخی نشان می‌دهند که "مردم" و "رهبران بزرگ" در طول تاریخ ایران در یک رابطه تعاملی و در بسیار از موارد رابط تضاد و مقاومت بوده‌اند. از یک سو، رهبران بزرگ با تکیه بر مشروعیت و جاذبه‌های پرنفوذ، مردم را بسیج می‌کردند و از سوی دیگر، همراهی و مشارکت مردم، سنگ بنای تداوم قدرت آن رهبران بود. این مقاله با تمرکز بر سه دوره کلیدی به بررسی این رابطه می‌پردازد.

دوره پارسیان (هخامنشی و اشکانی): بنیان‌های مشارکت و عقیده به آزادی
تمدن 8000 ساله ایران (گیرشمن، 1383)، که سابقه حضور انسان در این سرزمین بین 500 هزار تا دو میلیون و ششصد هزار سال سابقه را نشان میدهد (متیوس و فاضلی نشلی، 2022؛ وحدتی نسب، 1390)، حکایت از یک ظرفیت و توان بزرگ ناظر بر رشد و تعالی و احترام و تعامل با ملت و بلکه ملل جهان داشته است. در دوره کوروش بزرگ، ایران سرزمینی پهناور شامل بیش از 5/3 درصد خاک جهان (واترز، 2014: 6) و در بردارنده بیش از 40 کشور موجود امروز جهان بود. هم نگاه نهادگرایانه این دوره بعنوان 1) ایجاد نظامات جدید برای فکر و اندیشه و هم 2) حضور مردم پارسی در صحنه اجتماعی و هم 3) ایجاد فضای مردمسالاری و دموکراتیک، بخشی از هویت ایرانی بود که بسیار حائز اهمیت است. 

    1-۱. شوراها و مجالس محلی
برخلاف تصور رایج از یک امپراتوری کاملاً مستبد، شواهد نشان می‌دهد که در دوره هخامنشی، اشکال متفاوتی از سازمان‌دهی سیاسی - از جمله نظام‌های اشرافی، دموکراتیک و مذهبی - در نقاط مختلف امپراتوری رواج داشت. بر اساس گزارش‌های موجود،  همه افراد آزاد زاده امپراتوری، رعایای شاه پارسی بودند، اما در بسیاری از شهرها، مانند شهرهای بابل، مردم از حقوق مدنی برخوردار بودند و در مجامع عمومی  مشارکت می‌کردند. این مجامع صلاحیت رسیدگی به اختلافات ملکی و جرایم محلی را داشتند و اعضای آن از سهمی از درآمد معابد برخوردار می‌شدند. حتی اقلیت‌های قومی مانند یهودیان و مصریان ساکن در بابل، مجامع خودگردان داشتند و امور داخلی خود را اداره می‌کردند (دندامایف، 2018: 631-632).

  2-1 مفهوم "مردم پارسی" در باورهای پارسیان
در کتیبه‌های هخامنشی، مفهوم "مردم پارسی" نقشی محوری در توجیه قدرت شاهان در پیوند با مردم داشت. داریوش بزرگ را می‌توان بنیان‌گذار این مفهوم دانست که در کتیبه‌های مختلف خود بر آن تأکید کرده است. این مفهوم به شدت بار اعتقادی داشت و با برتری و سلطه قوم پارس و جایگاه والای آنها در ارتباط بود. با این حال، نباید از جنبه تبلیغاتی این مفهوم غافل شد؛ باورهای رسمی تلاش می‌کرد تا با برجسته کردن "مردم پارسی"، بهویژه جنگجویان پارسی، به عنوان مبارزان دلاوری که دشمنان انسانی و غیرانسانی را شکست می‌دهند، مشروعیت شاهان را تثبیت کند (سلحشور و سنگاری، 1404: 126-127). به عبارت دیگر، شاهان هخامنشی با تقدیس جایگاه "مردم" در باورهای رسمی، از یک سو به آنان هویت می‌بخشیدند و از سوی دیگر، حمایت آنان را برای تداوم قدرت ایران جلب می‌کردند .
هرودوت، مورخ یونانی، روایتی جالب از بحثی درباره بهترین شکل حکومت در ایران باستان (۵۲۲ پیش از میلاد) ارائه داده است. در این بحث، اوتانس، یکی از هفت نجیب‌زاده‌ای که گئوماتای دروغین را برکنار کردند، به شدت از حکومت مردمی دفاع کرد. او برابری در برابر قانون، انتخاب مناصب به قید قرعه و پاسخگویی مسئولان را از ویژگی‌های حکومت مردمی برشمرد و گفت که  "حکومت یک نفر، نه خوب است و نه خوشایند... من رأی می‌دهم که به حکومت پادشاهی پایان دهیم و قدرت را به مردم بسپاریم، زیرا مردم همه‌چیز هستند" (هرودوت، 2013: 213). اگرچه این بحث به اجرا درنیامد، اما نشان‌دهنده وجود گفتمان دموکراتیک در دل سنت سیاسی ایران باستان است. 

در دوره اشکانیان (۲۴۷ پ.م. تا ۲۲۴ م.)، نهادی به نام مهستان  وجود داشت که می‌توان آن را نخستین مجلس ایران دانست. این مجلس از دو بخش تشکیل می‌شد: ۱. مجلس خویشاوندان و بزرگان خاندان‌های هفت‌گانه و ۲. مجلس خردمندان و مغان. این دو بخش در مواقع ضروری، مجلس سومی را تشکیل می‌دادند. به روایت استرابو، پادشاهان اشکانی از میان اعضای این مجلس انتخاب می‌شدند و قدرت شاهان تا حد زیادی به تأیید این مجلس وابسته بود  (پوسیدونیوس، بهنقل از استرابو، 1928، کتاب 11، فصل 9، بخش 3). نمونه‌هایی از برکناری و بازنصب پادشاهان به دست مجلس در تاریخ اشکانیان ثبت شده است که نشان از قدرت بالای این نهاد مردمی‌مدار دارد (کورتیس و استوارت، 2010).

جایگاه همه مردم بدون تفکیک جنسیتی در مدیریت سیاسی
روشن است که ایران سابقه طولانی از توجه به مردم بدون تفکیک بین زنان و مردان دارد و این مهم وجود متعالی جامعه و سیاست ایرانی را در طول تاریخ منعکس میکند. در اینجا شایسته است جایگاه زنان که تا همین نیمه دوم قرن بیستم در بسیاری از کشورهای اروپائی از حق رأی برخوردار نبودند را برجسته کنیم. 
4-1 زنان، مدیران اقتصادی شهر سوخته (۳۰۰۰ سال پیش از میلاد)

یکی از شگفت‌انگیزترین شواهد از قدرت مردم در ایران باستان، در شهر سوخته در سیستان و بلوچستان به دست آمده است. کاوش‌های باستان‌شناسی در این محوطه که یکی از بزرگ‌ترین شهرهای کهن ایران با مساحتی حدود ۱۵۰ هکتار بوده، نشان‌دهنده جایگاه والای زنان در مدیریت و اقتصاد این شهر است.
تحلیل مهرهای یافته شده در گورستان شهر سوخته نشان می‌دهد که از میان افرادی که همراه با مهر دفن شده‌اند و سن و جنسیت آنها قابل تعیین بوده، ۹ نفر زن و تنها ۳ نفر مرد بوده‌اند (عامری، 2020: 1). این یافته، با فرض رایج که مردان مسئول اصلی مدیریت و کنترل منابع در جوامع باستانی بوده‌اند، در تناقض است. پژوهشگران با مقایسه مهرهای یافته شده در محل دفن زنان با اثر مهرهایی که در بخش‌های مسکونی شهر برای بایگانی اداری استفاده می‌شده، به این نتیجه رسیده‌اند که زنان مسئول بیشتر امور اداری و کنترل کالاها و منابع در شهر سوخته در اواسط هزاره سوم پیش از میلاد بوده‌اند (عامری، 2025: 112).
مهرها در دوران باستان نه تنها نشان‌دهنده مالکیت و ثروت، بلکه ابزاری برای کنترل منابع اقتصادی و هویت فردی به شمار می‌رفتند. اینکه زنان با این مهرها دفن شده‌اند و این مهرها در مچ دست آنها - جایی که به راحتی برای مهر کردن قابل استفاده بوده - قرار داشته، نشان از قدرت عملی و روزمره آنان در مدیریت اقتصادی دارد. این یافته، فرضیه رایج در مورد انحصار قدرت اقتصادی و اداری در دست مردان در جوامع باستان را به چالش می‌کشد. این الگو تنها به شهر سوخته محدود نمی‌شود. در گورستان کهن خارند در نزدیکی سمنان که متعلق به عصر آهن (۳۴۵۰ تا ۲۵۵۰ سال پیش) است، باستان‌شناسان دریافتند که تعداد هدایای تدفینی در گور زنان به مراتب بیشتر از مردان بوده و تنها مهر یافت شده در این محوطه متعلق به یک زن بوده است (شریفیان، 2005). این شواهد نشان می‌دهد که زنان در خانواده‌ها جایگاه کلیدی داشته و مسئول امور اقتصادی بوده‌اند.

5-1 زنان طبقات پایین در دوره هخامنشی: مشارکت اقتصادی با دستمزد برابر
در دوره هخامنشیان (۵۵۰-۳۳۰ پیش از میلاد)، شواهد از نقش اقتصادی گسترده‌تر مردم - به ویژه زنان طبقات پایین جامعه - حکایت دارد. کتیبه‌های باروی تخت جمشید که اطلاعات ارزشمندی از زندگی روزمره، نظام اداری و اقتصادی امپراتوری ارائه می‌دهند، نشان می‌دهند که زنان طبقات پایین در کنار مردان در فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی مشارکت داشته و در بسیاری موارد، بر اساس مهارت خود، دستمزدی برابر با مردان دریافت می‌کرده‌اند. این زنان در مشاغل گوناگونی فعالیت داشته‌اند و نقش برجسته‌ای در اقتصاد کشور و حتی در ساخت تخت جمشید ایفا کرده‌اند. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که زنان غیردرباری (طبقات پایین) در دوره هخامنشی، برخلاف تصور رایج که تنها به زنان درباری توجه داشته، نقش مهمی در اقتصاد و تولید داشته‌اند (خسروی و ایمانپور، 1401).

ورود اسلام به ایران: قدرت بسیج‌گری در سایه رهبری دینی
شواهد زیادی در ورود اسلام به ایران وجود دارد که نشان میدهد، اسلام در ادامه ظرفیتهای تمدنی ایران قبل از اسلام موجب تقویت قدرت مردم شد و با تغییر نظام شاهنشاهی به نظام خلافت اسلامی، مسیرهای جدیدی را خلق کرد که البته افت و خیزهای تاریخی بسیار زیادی تجربه شد. 

    2-۱. تغییر الگوی قدرت: از شاهنشاه تا رهبری دینی-مردمی
با ورود اسلام به ایران، الگوی قدرت با تحولی بنیادین همراه بود. دیگر قدرت بر پایه تبار شاهنشاهی نبود، بلکه رهبران دینی که توانایی جلب حمایت توده‌ها را داشتند، به عنوان قدرت‌های جدید ظهور کردند. در دوره امویان و عباسیان، هر چند قدرت سیاسی ظاهراً در دست خلفا بود، اما مردم ایران با تکیه بر هویت ایرانی و با بهره‌گیری از گفتمان اسلامی، در قالب جنبش‌های اعتراضی و قیام‌های علوی، قدرت خود را به نمایش گذاشتند. یکی از نمونههای برجسته این تحول، انقلاب عباسیان در سال 132 قمری بود. در این دوره، خراسان به یکی از مهمترین مراکز مخالفت با خلافت اموی تبدیل شد و دعوت عباسیان توانست گروههای مختلف ناراضی را در یک جنبش سیاسی-مذهبی گرد هم آورد. ابومسلم خراسانی با سازماندهی نیروهای هوادار عباسیان در خراسان، نقش تعیین کنندهای در پیروزی این جنبش و سقوط خلافت اموی ایفا کرد. این رویداد نشان میدهد که در دوره اسلامی، بسیج اجتماعی و مشروعیت دینی میتوانست به عامل مهمی در شکلگیری قدرت سیاسی تبدیل شود. درواقع با انتقال قدرت از امویان به عباسیان، مشروعیت سیاسی با دین و نسبت با خاندان پیامبر (ص) پیوند خورد و مفهوم رهبری از الگوی شاهنشاهی مبتنی بر فره و تبار سلطنتی، به الگویی تغییر یافت که در آن پیوند با دین و توانایی ارتباط با جامعه مؤمنان، به یکی از منابع مهم مشروعیت سیاسی تبدیل شد (کندی، 2004). 
    2-۲. قیام‌های مردمی و نقش رهبران
بر اساس پژوهشهای مختلف، بسیاری از رهبران جنبش‌های مقاومت در برابر خلافت، از خاندان‌های اشرافی و کهن ایرانی برخاسته بودند. این نشان می‌دهد که در دوران تسلط اعراب، مردم برای رهبری جنبش‌های خود به چهره‌هایی با ریشه‌های اصیل ایرانی روی می‌آوردند تا مشروعیت و هویت ملی خود را بازیابند. این جنبش‌ها نشان از پیوند ناگسستنی "مردم" و "رهبرانِ برخاسته از میان آنان" برای تغییر نظم سیاسی داشت. یکی از نمونه‌های مهم این تحول، ظهور خاندان طاهریان در خراسان است. طاهریان از خاندان‌های ایرانیِ صاحب نفوذ در منطقه بودند و طاهر بن حسین، بنیان‌گذار این خاندان، در جریان کشمکش‌های سیاسی خلافت عباسی نقش مهمی ایفا کرد. او پس از پیروزی مأمون عباسی در جنگ داخلی خلافت، حکومت خراسان را به دست گرفت و این منطقه به نخستین حکومت ایرانیِ نیمه‌مستقل پس از ورود اسلام تبدیل شد. شکل‌گیری قدرت طاهریان نشان داد که در دوره عباسی، رهبران سیاسی می‌توانستند با تکیه بر پیشینه اجتماعی و محلی خود و در چارچوب نظم اسلامی، قدرت مستقل منطقه‌ای ایجاد کنند (بوسورث، 1975). همچنین در نمونه‌ای دیگر، جنبش خرم‌دینان به رهبری بابک در آذربایجان، نشان‌دهنده توانایی یک رهبر محلی برای بسیج نیروهای اجتماعی علیه خلافت عباسی بود. هرچند ماهیت این جنبش پیچیده بود و صرفاً یک حرکت ملی‌گرایانه محسوب نمی‌شود، اما نشان‌دهنده نقش رهبران بومی در ایجاد مقاومت سیاسی در برابر قدرت مرکزی خلافت بود (کندی، 2004).

3-2. نهادهای دینی و شکل‌گیری شبکه‌های اجتماعی جدید
یکی دیگر از جلوه‌های تحول قدرت پس از ورود اسلام به ایران، شکل‌گیری شبکه‌های اجتماعی مبتنی بر نهادهای دینی بود. در دوره اسلامی، مسجد، عالمان دینی، قاضیان و شبکه‌های آموزشی به تدریج به مراکزی برای سازمان‌دهی اجتماعی، انتقال دانش و ایجاد پیوند میان جامعه و ساختار قدرت تبدیل شدند. در ایران دوره عباسی، شهرهایی مانند نیشابور، ری و بخارا به مراکز مهم علمی و دینی تبدیل شدند و عالمان دینی علاوه بر نقش علمی، در تنظیم روابط اجتماعی و ایجاد مشروعیت برای حکومت‌ها نقش ایفا کردند. این تحول نشان می‌دهد که قدرت در جامعه ایرانی پس از اسلام تنها در دربار و دستگاه خلافت متمرکز نبود، بلکه شبکه‌های دینی و اجتماعی نیز به منابع مهم نفوذ و اثرگذاری تبدیل شدند (بولیت، 1972؛ لپیدوس، 2014).

دوره انقلاب اسلامی (۱۳۵۷): تجلی اراده ملی
دوره انقلاب اسلامی، نمادی تاریخ شد در شکل گیری الگوی امام و امت که احیاء کننده میراث تمدنی ایران قبل و بعد از ظهور اسلام در ایران بود. نفس انقلاب، جنگ تحمیلی، تحریمها عامل تشدید کننده قیام مردم برای صیانت از ایران عزیز شد. بطور حتم این ایران‌گرایی عجین بود با انگیزههای اسلامی و تعهد الهی که همه شالودههای آن با رهبری، ملت، دین و ملیت گره خورد بود. انقلاب اسلام یک انقلاب مردمی بود که همه اقشار اجتماعی و همه زنان و مردان و همه احاد مردم اعم از تحصیل کرده و غیر تحصیل کرده، نخبگان و هنرمندان و کارگران و خصوصاً جامعه مذهبی در آن حضور فراگیر داشتند. انقلاب اسلامی یک انقلاب حماسی بود که با هنر امام رحمه الله علیه و رهبری فکری متفکرین بزرگ اجتماعی ایران با عاشورا و حماسه حضرت سیدالشهداء گره خورده بود. وجه حماسی نهضت امام حسین علیه السلام وجاهت متعالی به انقلاب اسلامی داده بود که عنصر مبارزه با ظلم و طرفداری از مظلوم، جوهر تمدنی آن را تشکیل میداد. در اینجا جایگاه مردم و رهبری را مرور مختصری میکنیم. 

    3-۱. انقلاب اسلامی بعنوان یک انقلاب مردمی تمامعیار
انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، نقطه عطفی در تجلی قدرت مردم بود. ریچارد فالک (1979: 179)، استاد دانشگاه پرینستون، این انقلاب را "انقلابی مردمی" توصیف می‌کند که از حمایت قاطع همه طبقات اجتماعی در سراسر کشور برخوردار بود و با روش‌های عمدتاً غیرخشونت‌آمیز مانند اعتصابات عمومی، تظاهرات گسترده، و توزیع نوارهای کاست و اعلامیه‌ها از طریق شبکه مساجد به پیروزی رسید. فالک (1979: 179) در تحلیل انقلاب ایران، بر نقش بسیج اجتماعی، شبکه‌های ارتباطی و ناتوانی ساختارهای قدرت رسمی در برابر اراده جمعی مردم تأکید می‌کند؛ این فرایند را می‌توان در دو محور اصلی مشاهده کرد:
-  ابزارهای مدرن در خدمت بسیج مردمی: شبکه مساجد به عنوان پایگاه‌های اصلی سازماندهی، نوارهای سخنرانی امام خمینی در میان مردم پخش می‌شد و دستگاه‌های تکثیر (زنوکس) برای اطلاع‌رسانی به کار گرفته شدند.

-  شکست قدرت سرکوبگر: با وجود ارتش مجهز و ساواک، رژیم پهلوی نتوانست در برابر اراده جمعی مردم تاب بیاورد. این انقلاب نشان داد که در یک موقعیت انقلابی، "قدرت سیاسی" بیش از آنکه در گرو توان نظامی باشد، به "اراده سیاسی" مردم بستگی دارد. تخمین زده می‌شود که بین ۲۰ تا ۶۵ هزار نفر از هواداران امام خمینی در جریان تظاهرات سال ۱۹۷۸ کشته شدند، اما این کشتارها نتوانست عزم مردم را سست کند.

    3-۲. نقش رهبری (امام خمینی) در تحقق قدرت و اراده مردم
امام خمینی، رهبر الهی و سیاسی این نهضت، با تکیه بر پشتیبانی عظیم مردمی، انقلاب را رهبری کرد. او بارها بر حضور و مشارکت مردم در عرصه‌های مختلف تأکید کرد و این مشارکت را نه تنها یک حق، که یک تکلیف شرعی و اجتماعی دانست (امام خمینی، 1389، ج 4: 72 و ج 15: 250). ایشان معتقد بودند که "میزان، رأی ملت است". همه‌پرسی رأی به جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مهمترین زیرساخت مردمی برای شکلگیری جمهوری اسلامی ایران با تدبیر امام (ره) و مبتنی بر رأی همه مردم ایران بود که از این منظر یک آغاز بینظیر در تاریخ جهان محسوب میشود (امام خمینی، 1389، ج 8: 172).

    3-۳. ادامه این الگو در اندیشه رهبری شهید انقلاب
این سنت مردمی‌سازی قدرت، پس از امام خمینی نیز ادامه یافت. آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، مشارکت مردم را "ستون فقرات و مایه افتخار نظام اسلامی" معرفی کرده و معتقد بودند که هرچه حضور مردم روشن‌تر و گسترده‌تر باشد، نظام در دستیابی به اهداف داخلی و توسعه راهبردی کشور توانمندتر خواهد بود. ایشان به صراحت نقش مردم را اصل پیروزی انقلاب و استمرار و پایدان انقلاب مهمترین نقش میدانستند و میفرمودند: 
" در طول تاریخ ما، هیچ حادثه‌ای مثل حادثه‌ پیروزی انقلاب اسلامی و حوادث بعد از آن نبوده است که مردم در آن، نقش مستقیم داشته باشند. در انقلاب اسلامی مردم آمدند؛ همه‌ مردم، همه‌ قشرهای مردم، از شهری و روستائی، از زن و مرد، از پیر و جوان، از تحصیلکرده و بیسواد، همه و همه در کنار هم حضور پیدا کردند. با اینکه متکی به قدرت و زور هم نبودند، سلاح هم نداشتند، اگر هم داشتند، به کار نمیبردند، اما در عین حال توانستند یک رژیمِ تا دندان‌مسلحِ متکی به قدرتهای استکباری را بهکلی از پا در بیاورند و انقلاب را پیروز کنند. منتها نکته‌ اساسی در انقلاب ما این بود که نقش مردم با پیروزی انقلاب تمام نشد؛ و این از حکمت امام بزرگوار ما و ژرف‌نگری آن مرد حکیم و معنوی و الهی بود. او ملت ایران را بهدرستی شناخته بود، ملت ایران را باور کرده بود، به سلامت و صداقت و عزم راسخ و توانائی‌های ملت ایران ایمان داشت. همان روزها بعضی‌ها بودند که میگفتند خیلی خوب، انقلاب پیروز شد، مردم برگردند بروند خانه‌هاشان. امام محکم ایستاد و کارها را به مردم سپرد. یعنی پنجاه روز بعد از پیروزی انقلاب، نظام سیاسی کشور به وسیله‌ی رفراندوم مردم تعیین شد. شما به انقلابهای گوناگون نگاه کنید تا معلوم شود که اهمیت این حرف چقدر است. پنجاه روز بعد از پیروزی انقلاب، مردم فهمیدند چه نظامی را میخواهند. خودشان پای صندوقهای رأی آمدند و با آن رأی عجیب و تاریخی مشخص کردند که نظام جمهوری اسلامی را میخواهند" (آیت الله خامنهای، 1390).
آیه الله العظمی خامنه‌ای چه در دوره ریاست جمهوری و چه در دوره رهبری، انتخاب مردم را تعینبخش میدانستند و به لحاظ اندیشه اسلامی مشروعیت نظام را با رأی مردم نافذ می‌دانستند و تصریح می‌کردند:  
" در نظام اسلامی، ملت تصمیم‌گیرنده است. مردم، حقیقتا مالك و مسلط بر سرنوشت و امور خودشان هستند. این، یك امر واقعی است" (آیت الله خامنهای، 1369).
   
جمع‌بندی: الگوی تعامل امام و امت و رهبری و مردم – مردمسالاری متعالی
بر اساس شواهد تاریخی، می‌توان گفت که "قدرت مردم" در ایران، یک پدیده چندلایه و پایدار بوده که همواره ابعاد متعالی حضور مردم و تعالی‌آفرینی آنها در خلق ارزشهای تمدنی بسیار پررنگ و تعین‌بخش بوده است:
۱. در دوره پارسیان (هخامنشی و اشکانی)، مردم (بهویژه اقوام پارسی و آزادزادگان) در چارچوب باورهای شکل گرفته رسمی و نهادهای مشارکتی مانند مجامع محلی و مجلس مهستان، نقشی تعیین‌کننده داشتند و رهبران زمان با تأکید بر مفهوم "آزادی‌بخشی" و "مردم پارسی"، به دنبال جلب حمایت آنان بودند (دندامایف، 2018؛ سلحشور و سنگاری، 1404).
۲. پس از اسلام  ، پیوند میان رهبران برخاسته از میان مردم و توده‌ها، به شکل‌گیری جنبش‌های مقاومت هویتی انجامید و حفظ هویت ایرانی در قالب حمایت از دولت‌های ملی‌گرا و خلق آثاری چون شاهنامه تبلور یافت.
۳. در دوره انقلاب اسلامی، این الگوی تعامل به اوج خود رسید؛ یک رهبر الهی با انفاذ معنوی و سیاسی فراگیر و اهل مبارزه با ظلم و استعمار مثل امام خمینی رحمت الله علیه و امام شهید که همه وجود خود را برای صیانت از ایمان و امنیت مردم در مقابل ظلم و نظامات سلطه جهانی و با بهره‌گیری از تعالیم اسلام با تکیه بر شبکه‌های مردمی (مساجد) و با بهره‌گیری از یک اندیشه والای اسلامی توانست خیل عظیم مردم را در فروپاشی نظام پهلوی تحتالحمایه آمریکا و انگلیس بسیج کند و یک انقلاب بزرگ را در ایران با اثرگذاری منطقهای و جهانی شکل دهد.
4. در ادامه این مسیر رهبر و امام شهید آیه الله العظمی خامنه‌ای طی شصت سال مبارزه بی‌امان و با فهمی عمیق از نیرنگ‌ها، راهبردها و توانائی و نقاط ضعف نظام سلطه آمریکا، سازوکار قدرتی را خلق کند که قدرت بازدارندگی و حتی شکست بزرگترین قدرت اتمی و نظامی جهان یعنی آمریکا و قدرت تهاجمی و خشن رژیم غاصب اسرائیل را در جنگ دوم، یعنی خرداد 1404 و جنگ سوم که در 9 اسفند 1404 آغاز شد را فراهم کند. قدرت جهانی جمهوری اسلامی ایران در جهان امروز به همه مردم جهان جرئت مبارزه با نظامات قدرت در دنیای امروز را داد و بار دیگر خلق جدیدی از قدرت مردم و رهبری را به نمایش گذاشت. 
5. در ادامه سنت و سیره امام راحل  و رهبر شهید، آیه الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای توجه به مردم و نقش تعینبخش مردم را در سطح عالی و متعالی مورد توجه قرار داد و تأکید کردند:  توان و ظرفیت ملت شریف ایران " در این چند روزی که کشور بدون رهبر و بدون فرمانده کلّ قوا بود، دیده شد، بصیرت و هوشمندی ملّت بزرگ ایران در واقعه‌ی اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش، دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت واداشت. این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید". (آیه الله خامنه‌ای، 22 اسفند 1404). این به معنای وزن بالا دادن به جایگاه مردم بود. درواقع نگاه ایشان ناظر بر انتقال از "مردمسالاری" به "مردمرهبری"  بود و در کلیدی‌ترین و راهبردی ترین تصمیمات نظام، یعنی پایان جنگ، نظارت بر حسن اجرا را به مردم واگذار کردند. 
در پایان بر این نکته تاکید می شود، علت ظهور قدرت ایران و توان مواجهه با طوفان های سهمناک، پیوند عمیق مردم و رهبری بوده است و علت استمرار و پایداری قدرت ایران عزیز نیز در تحکیم این پیوند است که بزرگترین سرمایه اجتماعی ایران را ساخته و خواهد ساخت. در واقع رکن اصلی سرمایه اجتماعی، اعتماد مردم به رهبری و نظام سیاسی ایران و البته اعتماد رهبری و نظام سیاسی به مردم است. درود بر مردم شریف ایران و حضور پررنگ آنها در میدان مقاومت که جلوه های زیبای سرمایه های بزرگ ایران تمدنی را در این بیش 170 روز به نمایش گذاشت و البته درود بر همه ملت شریف ایران که با صبر و بردبار، بر گذر از این دوران به دوران شکوفائی طلائی ایران انقلاب اسلامی کمک کردند و درود خدا بر همه کسانی که در دوره دفاع مقدس و دوران مواجهه های سلطه آمیز در این 47 سال، اهل کار و تلاش و پیشرفت ایران عزیز بودند. 
جاهِدْ في اللّه ِ حَقَّ جِهادِهِ ، و لا تَأخُذْكَ في اللّه ِ لَوْمَةُ لائم 
امام على عليه السلام :در راه خدا، چنان كه شايسته است جهاد كن و در راه خدا از سرزنش هيچ سرزنشگرى مهراس. (تحف العقول – ص 69)

   کتابنامه منابع

امام خمینی، روح الله (1389). صحیفه امام: مجموعه آثار امام خمینی (س): (بیانات، پیام‌ها، مصاحبه‌ها، احکام، اجازات شرعی و نامه‌ها). تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره). 
آیه الله خامنه ای، سید علی (1369). بیانات در دیدار با کارگزاران نظام، 7 اردیبهشت 1369، بازیابی از: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2302
آیه الله خامنه‌ای، سید علی (1390). بیانات در دیدار اجتماع بزرگ با مردم کرمانشاه، 20 مهر 1390شهریور؛ 1390، بازیابی از: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=17510
آیه‌الله خامنه‌ای، سید مجتبی (1404) اولین پیام آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای به ملت شریف ایران، – 22 تیرماه 1404، https://rahbar.ir/speech?cid=206 
خسروی، ز. و ایمانپور، م. ت. (1401). فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی زنان فرودست در دوره هخامنشیان. دوفصلنامه علمی تحقیقات تاریخ اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال 12، شماره 1، بهار و تابستان، 115-136.
سلحشور، ع. ا. و سنگاری، ا. (1404). تبیین و تحلیل نقش و جایگاه مرد یا مردم پارسی در ایدئولوژی شاهنشاهی هخامنشی. دوفصلنامه علمی تحقیقات تاریخ اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال 15، شماره 1، بهار و تابستان، 117-158.
گیرشمن، ر. (۱۳۸۳). سیلک کاشان. تهران: انتشارات میراث فرهنگی.
وحدتی نسب، ح. (1390). مروری بر مطالعات انسانشناسی زیستی در باستانشناسی ایران (پارینهسنگی و نوسنگی). پژوهشهای انسانشناسی ایران، سال 1، شماره 1: 101-119.

Ameri, M. (20202). Who holds the keys? Identifying female administrators at Shahr-i Sokhta.  Iran: Journal of the British Institute of Persian Studies, 60 (1), 10-328. DOI: 10.1080/05786967.2020.1718542 https://doi.org/10.1080/05786967.2022.2034567 
Ameri, M. (2025). Women's seals in Iran and Central Asia: Prestige items or administrative tools? In S. L. Budin & J. A. Baird (Eds.),  The Routledge handbook of gender and archaeology  (pp. 108-125). Routledge.
Bosworth, C. E. (1975). The Ṭāhirids and Ṣaffārids. In R. N. Frye (Ed.), The Cambridge History of Iran, Vol. 4: From the Arab Invasion to the Saljuqs (pp. 90–135). Cambridge University Press.
Bulliet, R. W. (1972). The Patricians of Nishapur: A Study in Medieval Islamic Social History. Harvard University Press.
Curtis, V. S., & Stewart, S. (Eds.). (2010). The Age of the Parthians. Bloomsbury Publishing.
Dandamayev, M. A. (201821). CITIZENSHIP i. In the Achaemenid PeriodCitizenship. In  Encyclopaedia Iranica, Online Edition . Brill. (Original work published 19912). Retrieved from: https://www.iranicaonline.org/articles/citizenship-achaemenid/  
Falk, R. (1979). Human rights in a revolutionary situation: Preliminary observations on the Iranian case. Bulletin of Peace Proposals, PEACE AND HUMAN RIGHTS HUMAN RIGHTS AND PEACE, 10 (2), 179-184.
https://doi.org/10.1177/09670106790100020  
Herodotus (2013). The Histories Herodotus. G. Rawlinson (Trans.), Roman Roads Media, LLC. 
Imam Khomeini. (2016).  Imam Khomeini stressed people presence in all arenas . The Institute for Compilation and Publication of Imam Khomeini's Works. http://ar.mobile.imam-khomeini.ir/en/n15468/News/Imam_Khomeini_stressed_people_presence_in_all_arenas 
Imam Khomeini. (2024).  Imam Khomeini sought massive public participation at elections . The Institute for Compilation and Publication of Imam Khomeini's Works.  .
Kennedy, H. (2004). The Prophet and the Age of the Caliphates: The Islamic Near East from the Sixth to the Eleventh Century (3nd ed.). Routledge.
Lapidus, I. M. (2014). A History of Islamic Societies (3rd ed.). Cambridge University Press.
M.A. in Ancient History of Iran & Professor of Ancient History of Iran, Ferdowsi University of Mashhad. (2022). Social and economic status of non-court women in the Achaemenid period.  Social History Research, 9 (2), 41-58.
Matthews, R., & Fazeli Nashli, H. (2022). The Archaeology of Iran from the Palaeolithic to the Achaemenid Empire. Routledge.
Parent, E. S. (1999, April 26). Civil society and the Islamic Republic of Iran [Term paper]. University of Texas at Austin.  
Salahshour, A. A., & Sangari, E. (2024). Explanation and analysis of the role and status of the Persian man or people in the ideology of the Achaemenid Empire.  Journal of Social History, 14 (2), 1-28.  
Sharifian, A. (2005, December 15). Kharand cemetery shows more items alongside the women, compared to the graves of men.  The Circle of Ancient Iranian Studies (CAIS) . Retrieved from: https://www.cais-soas.com/News/2005/December2005/15-12-kharand.htm
Strabo. (1928). The geography of Strabo: Books 10–12 (H. L. Jones, Trans.). Harvard University Press.
Waters, M. (2014). Ancient Persia: A concise history of the Achaemenid Empire, 550–330 BCE. Cambridge University Press.