برگزاری نشست رونمایی از کتاب «ایران، اخوان و خیزش‌های عربی؛ ناگفته‌ها و شگفتانه‌ها»

23 06 2026 15:39

News Code : 235834773

View Count : 1507

نشست رونمایی از کتاب «ایران، اخوان و خیزش‌های عربی؛ ناگفته‌ها و شگفتانه‌ها» تألیف دکتر عباس خامه‌یار، روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ به همت انجمن ایرانی مطالعات جهان و گروه مطالعات غرب آسیا و آفریقا در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران برگزار شد.

در ابتدای این نشست، دکتر کهن‌هوش‌نژاد، مدیر گروه مطالعات غرب آسیا و آفریقا و دبیر علمی جلسه، ضمن خیرمقدم به حاضران، این برنامه را فراتر از یک مراسم رونمایی دانست و آن را مجالی برای بازخوانی بخشی مهم از تاریخ تحولات جهان عرب و نسبت آن با جمهوری اسلامی ایران توصیف کرد. وی با اشاره به سابقه تاریخی و پیچیدگی‌های روابط میان ایران و جریان اخوان‌المسلمین، بر اهمیت این اثر در تبیین لایه‌های کمتر دیده‌شده این تعاملات تأکید کرد.

دبیر علمی نشست همچنین با اشاره به پیشینه پژوهشی نویسنده و ارتباطات گسترده وی با جهان عرب، این کتاب را حاصل سال‌ها تحقیق میدانی و گفت‌وگوهای مستقیم دانست که توانسته است ابعاد پنهان و کمتر پرداخته‌شده این موضوع را برای مخاطب فارسی‌زبان روشن سازد. وی بهره‌گیری از منابع متنوع، به‌ویژه منابع عربی، را از دیگر ویژگی‌های برجسته این اثر برشمرد که می‌تواند برای پژوهشگران و دانشجویان حوزه مطالعات منطقه‌ای بسیار راهگشا باشد.

در ادامه این نشست، دکتر سعیدرضا عاملی، رئیس دانشکده مطالعات جهان، دکتر محمدکاظم سجادپور، دکتر هادی سلیمان‌پور و دکتر سیدعلی بطحائی به ایراد سخنرانی و بیان دیدگاه‌های خود در خصوص ابعاد مختلف این اثر و اهمیت موضوع آن پرداختند.


دکتر سعیدرضا عاملی، رئیس دانشکده مطالعات جهان، ضمن عرض تبریک به دکتر عباس خامه‌یار نسبت به تالیف کتاب ایران، اخوان و خیزش‌های عربی؛ ناگفته‌ها و شگفتانه‌ها نکاتی را در مورد نویسنده و محتوای کتاب بیا نمود.

وی در ادامه با ارائه توضیح مختصری درباره نویسنده افزود: از گذشته، در زمانی که در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی فعالیت داشتند و رایزن فرهنگی ما بودند (دو دوره در لبنان)، با ایشان آشنایی داشتم. به نظر من، آقای دکتر خامه‌یار هم یک جهان اسلام‌شناس توانمند هستند و هم شخصیتی شناخته‌شده در شناخت جهان عرب و تمدن عربی. شاید بتوان ریشه‌های تمدنی جهان عرب را در مصر جست‌وجو کرد؛ کشوری با پیشینه تمدنی غنی که محل تامل و تمرکز فکری ایشان بوده است. همچنین علایق ایشان در حوزه ادیان و مذاهب قابل توجه است و آثاری نیز در این زمینه دارند. کتاب «زخم زیتون» ایشان از جمله آثار ارزشمند در حوزه ادیان و مذاهب است. علاوه بر این، فعالیت‌های ایشان در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز قابل توجه است؛ از جمله اثری که در لبنان نگاشتند و در آن سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۹۷۹ (آغاز انقلاب اسلامی) تا ۱۹۹۱ را با تحلیلی عمیق بررسی کرده‌اند. از دیگر علایق ایشان می‌توان به حوزه دعا، صحیفه سجادیه و سایر زمینه‌هایی اشاره کرد که در آن‌ها پژوهش و فعالیت داشته‌اند. چهره ایشان برای من یادآور مرحوم آیت‌الله تسخیری است؛ شخصیتی برجسته، مفسر امین قرآن کریم و چهره‌ای بسیار شناخته‌شده. به یاد دارم در اجلاس سران کشورهای اسلامی در داکا، که حضور داشتم، میزان تعلق و احترامی که جهان اسلام نسبت به آقای تسخیری داشت، حتی فراتر از رؤسای جمهور کشورها بود. دلیل آن نیز روحیه تعاملی ایشان بود؛ شخصیتی که همواره با سران جهان اسلام و نهادهای بین‌المللی در تعامل بود.

رئیس انجمن ایرانی مطالعات جهان، کتاب حاضر را کتابی مهم قلمداد کرد و گفت: کتاب حاضر، واقعاً کتاب مهمی است؛ اثری حجیم (1100 صفحه) که طبعاً در فرصت کوتاهی نمی‌توان به تمامی ابعاد آن پرداخت. بنده در حدود یک هفته تا ده روز فرصتی داشتم تا مروری بر این کتاب داشته باشم و به نظرم استنادات بسیار غنی و گسترده‌ای در آن به کار رفته است؛ چه در حوزه اخوان‌شناسی و چه در بخش پایانی کتاب که به رابطه ایران و اخوان‌المسلمین می‌پردازد.

به‌طور کلی، اخوان‌المسلمین جریانی است که سابقه آشنایی من با آن به دوران حضورم در آمریکا، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی (حدود سال‌های ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۸) بازمی‌گردد. در آن دوره، این جریان در نقاط مختلف فعال بود. اخوان، به‌عنوان یک حزب سیاسی در جهان اسلام، نزدیک به یک قرن سابقه دارد و از زمان شکل‌گیری آن در حدود سال ۱۹۲۸ توسط حسن‌البنا، فعالیت‌هایش تداوم یافته است.

اگرچه خاستگاه آن مصر بوده، اما در گستره جغرافیایی جهان اسلام و حتی در اروپا و آمریکا نیز نفوذ پیدا کرده و تشکل‌هایی داشته است. در همان دوره مبارزات پیش از انقلاب نیز، اخوانی‌ها در آمریکا فعال بودند و با جامعه دانشجویی ایرانی تعامل داشتند.

البته عواملی نیز وجود دارد که اخوان را از ایران متمایز می‌کند؛ از جمله شیعه بودن ایران. با این حال، اشتراکات سیاسی و دغدغه‌های مشترک نیز وجود داشته است. اخوان، اسلام را به‌عنوان «راه‌حل زندگی» معرفی می‌کند؛ موضوعی که آقای دکتر نیز به‌خوبی در کتاب برجسته کرده‌اند. این نگاه، اسلام را راه‌حل عرصه‌های مختلف، از جمله زندگی، حکمرانی، جهان سیاست، فرهنگ و اقتصاد می‌داند.

در نتیجه، اخوان‌المسلمین در دنیای مدرن، در تقابل با نگاه‌های سکولار و همچنین جریان‌های چپ قرار گرفت؛ جریان‌هایی که دین را از عرصه سیاست جدا می‌دانستند یا آن را امری غیرکارکردی تلقی می‌کردند.

دکتر عاملی در ادامه سخنان خود افزود: در پایان، اگر بخواهم به‌صورت خلاصه به دوره‌های مهم اخوان اشاره کنم، باید گفت: دوره نخست، دوره تأسیس و شکل‌گیری فکری است که بین سال های ۱۹۲۸ تا حدود ۱۹۴۵ است؛  اخوان‌المسلمین در زمان حسن‌البنا تأسیس شد و همان‌طور که می‌دانیم، از همان سال‌های ابتدایی، به‌تدریج به یک جریان سیاسی با رویکردهای تند نیز تبدیل شد؛ جریانی که در مقاطعی به یک تشکل نظامی پنهان تبدیل شد.  کشته‌شدن حسن‌البنا و شکل‌گیری فضاهای پرتنش منشاء ابعاد جدید در فعالیت های اخوان المسلمین شد. این وضعیت، تا حدی قابل مقایسه با برخی جریان‌های انقلابی در کشور خودمان است که گاه با پذیرش مسئولیت اجتماعی، به‌مرور دچار نوعی تسامح یا تغییر در مواجهه با شرایط و موقعیت‌ها می‌شوند. این فراز و فرودها را می‌توان در سیر تاریخی اخوان‌المسلمین نیز مشاهده کرد.

با این حال، به نظر می‌رسد که اخوان را نمی‌توان به‌صورت یکپارچه مورد قضاوت قرار داد. این جریان، به‌واسطه گسترش در سطح جهان اسلام، دارای تنوعات قابل توجهی است؛ چنان‌که در دوره ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳، که با عناوینی چون «بیداری اسلامی» یا «بهار عربی» شناخته می‌شود، این تفاوت‌ها به‌وضوح بروز پیدا کرد. بر این اساس، اخوان مصر، اخوان عراق، اخوان لیبی، اخوان سوریه و اخوان اردن، هر یک دارای ویژگی‌ها و تفاوت‌های خاص خود هستند. امروز اخوان در ترکیه، مالزی و حتی کشورهای شبهه قاره حضور سیاسی و فرهنگی دارد.

کتاب مورد بحث نیز با هدف ارائه نوعی ریزپردازی در این حوزه نگاشته شده است. البته درباره تعبیر «شگفتانه» که از سوی مؤلف به‌کار رفته، شخصاً ترجیح می‌دادم از تعابیری مانند «ناگفته‌ها، ناشنیده‌ها و نادیده‌ها» استفاده شود، چراکه فضای آکادمیک معمولاً با احتیاط بیشتری با چنین واژگانی مواجه می‌شود. با این حال، باید اذعان داشت که در لابه‌لای سطور کتاب، نکات قابل توجه و بعضاً برجسته و مهم به چشم می‌خورد.

دوره نخست اخوان، دوره‌ای پرتلاطم اما بنیادین به‌شمار می‌آید. می‌توان بازه زمانی ۱۹۲۹ تا حدود ۱۹۴۵ یا ۱۹۴۸ را به‌عنوان دوره تأسیسی خیلی مهم و شکل‌گیری مبانی فکری این جریان در نظر گرفت. پس از آن، دوره «رویارویی و سرکوب» آغاز می‌شود که به‌ویژه از زمان انقلاب ۱۹۵۲ مصر و روی کار آمدن جمال عبدالناصر قابل بررسی است. این دوره، به‌سرعت به تقابل میان اخوان و حکومت ناصر انجامید؛ امری که شاید بتوان یکی از دلایل آن را گرایش‌های قدرت‌طلبانه و تغییر مسیر حاکمیت وقت دانست. کشوری مانند مصر، با وجود ظرفیت‌های جمعیتی، اقتصادی و تمدنی، می‌توانست به الگویی از رفاه و ثبات تبدیل شود، اما در عمل چنین نشد.

در عین حال، مصر با برخورداری از جایگاهی تمدنی و تاریخی، و با وجود نهاد مهمی چون الازهر ـ که یکی از مهم‌ترین مراکز علمی جهان اسلام است ـ همواره با تلاطم‌ها و چالش‌هایی مواجه بوده است.

اما شاید برجسته‌ترین دوره تأثیرگذاری اخوان، همان بازه زمانی ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ باشد؛ دوره‌ای که برای نخستین‌بار این جریان توانست در مصر به قدرت سیاسی دست یابد و محمد مرسی، به‌عنوان نامزد اخوان، به ریاست‌جمهوری برسد. به یاد دارم که در زمان سفر ایشان به ایران، نوعی فاصله و عدم تعامل محسوس بود که می‌توان آن را تا حدی متأثر از فضای ایران‌هراسی و شیعه‌هراسی دانست. با این حال، دولت ایشان بیش از یک سال دوام نیاورد و در پی اعتراضات، از قدرت کنار رفت.

یکی از نکات مهمی که در این کتاب نیز مورد توجه قرار گرفته، نقش رسانه‌های اجتماعی در تحولات این دوره است. بی‌تردید، این رسانه‌ها در شکل‌دهی و جهت‌دهی به تحولات سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ نقش بسزایی ایفا کردند. از سوی دیگر، می‌توان این دوره را دوره مداخله و تأثیرگذاری قدرت‌های غربی نیز دانست که در مواردی مسیر این تحولات را به سمت‌وسوی دیگری سوق دادند.

در این میان، مقایسه‌ای نیز با انقلاب اسلامی ایران قابل توجه است. انقلابی که در سال ۱۳۵۷ به وقوع پیوست و با وجود فراز و نشیب‌ها، توانسته است طی دهه‌های گذشته، جایگاهی ریشه‌دار در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی پیدا کند. در حالی‌که دوره حکومت پهلوی، با وجود تلاش برای ایجاد تصویر قدرتمند، عمر محدودی داشت (53 سال بیشتر نبوده و رو به زوال رفته)، جمهوری اسلامی در طول 47 سال توانسته است با اتکا به ظرفیت‌های خود، ریشه عمیق در جهان پیدا کند و جایگاهی متفاوت ایجاد کند به طوری که دو قدرت اتمی جهان در عمل زانو زدند در مقابل جمهوری اسلامی و پرچم تسلیم به دست گرفتند و به استیصال رسیدند به دلیل قدرت مدیریتی که ایران بر تنگه هرمز داشت و با همکاری‌های منطقه‌ای توانست باب‌المندب را مدیرت کند.

در تحلیل تحولات اخیر، برخی بر این باورند که قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران، به‌ویژه در حوزه‌های راهبردی مانند تنگه هرمز و باب‌المندب، نقش مهمی در معادلات جهانی ایفا کرده است و شایسته تقدیر و شناخت است. این موضوع، از منظر برخی تحلیلگران، نشان‌دهنده نوعی تغییر در موازنه قدرت و بروز نشانه‌هایی از استیصال در میان قدرت‌های بزرگ تلقی می‌شود.

در همین راستا، بنده نیز اخیراً در مقاله‌ای با عنوان «پیروزی قطعی جمهوری اسلامی ایران»، با استناد به دیدگاه‌های مطرح‌شده در اتاق‌های فکر و خبرگزاری‌های مطرح و نهادهای سیاست‌گزاری‌ مهم اروپا و آمریکا و رسانه‌های غربی، به بررسی این موضوع پرداخته‌ام؛ دیدگاه‌هایی که در برخی موارد، حتی از سوی جریان‌های مختلف سیاسی در آمریکا، چه جمهوری‌خواه‌ها چه دموکرات‌ها، مورد تأیید یا توجه قرار گرفته است و به ترامپ معترض هستند و حوادث اخیر را شکست آمریکا تلقی می‌کنند.

ایشان در پایان سخنان خود با اشاره به توافق‌نامه تهیه شده و بیانات رهبر حکیم گفت: این توافق‌نامه‌ای که تهیه شده، و بیانات رهبر حکیم انقلاب هم ناظر بر آن است، نشان می‌دهد که طرف آمریکائی عهدشکن بوده و به تعهدات و معاهدات خود عمل نکرده است. بر همین اساس، ایشان دولت را متعهد کرده‌اند و در کنار آن، بر نقش نظارتی ملت نیز تأکید داشته‌اند تا بند به بند این تعهدات اجرایی شود که مهمترین زیرساخت این بیانیه پایان جنگ در همه جبهه ها و عقب نشینی کامل از خاک لینان است. امیدوارم به فضل پروردگار و به برکت خون شهدا خصوصا امام شهید، شاهد عزت و پیروزی کامل جمهوری اسلامی ایران باشیم و سایه جنگ تا سال ها از این سرزمین حماسه ساز دور باشد.

ان‌شاءالله تحت هدایت های رهبر حکیم انقلاب و بنیه قوی نظام ولایی شاهد تعمیق توانائی‌های جمهوری اسلامی ایران باشیم.

همان‌طور که رهبر شهید ما نیز فرمودند، در ایران یک ظرفیت عظیم هزاره‌ای و تمدنی نهفته است؛ ظرفیتی که پیشینه آن به دوره مادها بازمی‌گردد و در دوره هخامنشیان تداوم یافته است. این تمدن به‌گونه‌ای بوده که حتی در مواجهه با هجوم مغول، با وجود تمام خشونت‌ها، توانسته مهاجمان را در خود جذب کند؛ به‌طوری که مغول‌ها در این بستر تمدنی به نوعی دچار تحول شدند، تواضع پیدا کردند و در نهایت در این میراث بزرگ ادغام شدند.

چنین تمدنی، شایسته آن است که در سطح جهان به مرجعیت علمی و تمدنی دست پیدا کند و امیدواریم که این جایگاه بیش از پیش محقق شود.

در ادامه، دبیر نشست ضمن قدردانی از سخنان جناب آقای دکتر عاملی، رئیس محترم دانشکده مطالعات جهان، در تایید فرمایشات ایشان اظهار کرد: آیت‌الله تسخیری از چهره‌های برجسته حوزه فرهنگ و ارتباطات اسلامی و از شاگردان ممتاز شهید سیدمحمدباقر صدر در عراق بودند. همچنین به محورهای مطرح‌شده درباره عوامل تقارب و افتراق میان ایران و جریان اخوان‌المسلمین اشاره کرد و افزود: نقطه اصلی تقارب میان این دو، مفهوم «اسلام» به‌عنوان یک نظام فکری و اجتماعی است؛ به‌ویژه در برابر رویکردهای سکولار. در این چارچوب، نگاه «الإسلام هو الحل» یا «اسلام به‌عنوان راه زندگی» هم در جهان تشیع و هم در میان اهل سنت، جایگاه جدی و طرفداران قابل توجهی دارد.

وی ادامه داد: در این سخنان به دوره‌های مختلف تاریخی اخوان‌المسلمین نیز اشاره شد و تأکید گردید که این جریان را نمی‌توان یک مجموعه یکپارچه و همگن دانست، بلکه در کشورهای مختلف از جمله مصر، عراق، لیبی و فلسطین، تفاوت‌های جدی میان شاخه‌های آن وجود دارد.

به گفته دبیر نشست، در میان این جریان‌ها، طی سال‌های اخیر، نزدیک‌ترین طیف به جمهوری اسلامی ایران، جریان حماس بوده است که این موضوع نیز در پیوند با حمایت ایران از مسئله فلسطین و درک متقابل نسبت به این حمایت شکل گرفته است.